شرقی

Navigation
main page
archive
mail
Links
fasl
blogger
روز سی و ششم:
بلوغ احساسی:
گاهی از اوقات فکر می کنم که زندگی برای این آدمها بین دو خط راست جریان دارد. اوج و فرودها دامنه زیادی ندارد. آدمها به طور معمول زیاد پر حرفی نمی کنند و مثل ما زیاد ذوق زده، هیجان زده و یا احساساتی نمی شوند. همین هم هست که خیلی از وقتها حوصله آدم را سر می برند. البته در محدوده دوستی مشکل زیادی ایجاد نمی کند و بعد از مدتی هردو طرف به این قالبهای متفاوت عادت می کنند. در محدوده روابط احساسی داستان کمی فرق می کند. اوج و فرودهای ما همیشه شدیدتر است. خودمان هم ار این بالا و پایین شدن لذت می بریم انگار که آن کودک بازیگوش روحمان قصد پیر شدن ندارد. کمی که با خودت صادق می شوی می بینی که این روح همیشه در تو بوده و فقط مجال و فرصتی برای ظهور نداشته است. دیدن یک زن چهل ساله عاشق زیباست. عشق همیشه زیباست. چیزی که به ذهن انسان تلنگر می زند دیدن این حقیقت است که این زن زیبا در حال تجربه دلهره ها و باید ها و نبایدهایی هست که باید سالها پیش و در سن نوجوانی تجربه می کرد. آن وقت هست که کمی در نامیدن خودت به عنوان خونگرم و سرزنده شک می کنی. کودک بازیگوش روحمان همیشه کودک خواهد ماند چون هرگز فضایی برای بالغ شدن نداشته است.


روز سی و هفتم:
she wanna live proud, which way is that
مرد مست است اصلا طرف صحبتش هم معلوم نیست. هر از چندگاهی لبخندی می زند و جمله بالا را تکرار می کند. تابستان زیباست و کسی حوصله شنیدن هذیانهای یک آدم الکلی را ندارد.
* زندگی کردن با غرور ممکن نیست. با شرف چرا ولی با غرور ممکن نیست. تابستان زیباست و کسی جرات جواب دادن ندارد.


EASTERN